بخش یک
مشتی از
خروار: نمونه
های بیماری رواني «دانشمندان»
پان تورکیست.
این
ها نمونههایی
از دعاوی پان
تورکیستان
هاست که از
اواخر دوران
امپراطوری
عثمانی تا به
امروز در ترکیه
به فعالیت
مشغولند و از
جمله به آذربایجان
ایران نیز چشم
طمع دوخته
اند. برخی از سخنان
علمای این
مكتب عبارت
است: «ترکان
نخستین مشعلداران
فرهنگ جهانی
بودند»(1) ،
«اقوامی که در
شفق و طلیعه
تاریخ آسیای
مقدم پدیدار
شدند ، سومریان ،
سوبارها، هوریان،
ایلامیان،
کوتیان ، کاسیان،
میتانیان و هیتیان از این
گروه (اقوام
ترک) اند. ولی
اکدیان، آشوریان،
آرامیان، یهودان
و سامیان
محتمل است از
این گروه
باشند»,(2) «پدید
آورندگان
فرهنگ
شوش...اقوام
ترک بوده
اند» (3) ، «کردان
از جمیع جهات
ترک اند» و «این
نکته که کردان
از جمیع جهان ترک هستند،
واقعیتی است
روشن و انکار
ناپذیر،
همانند آن که
بگوییم دو ضرب
در دو می شود
چهار»(4)، «ترکان
پیش از ظهور
اسلام در شرق
شبه جزیره
آناطولی،
آذربایجان ، گرجستان
وجود داشته
اند»، (5). «وطن
ترکان نه ترکیه
است و نه
ترکستان،
بلکه وطن ترکان،
کشور بزرگ و
جاودانی توران است»،(6)
و «خطاب به
ترکان: تو باید
همه علم و
دانش و تفکر و
امکانات خود
را صرف اعتلای
ترکان کنی و حتی یک لحظه
این شعار را
از یاد نبری
که می گوید:
همه چیز برای
ترکان و به
خاطر ترکان
است»، (7) و
سرانجام
«آتاتورک نه
تنها
پدر ترکان
ترکیه، بلکه پدر همه ترکان
جهان است»(8)
(1) Ikici, Turk Tarih Kongresi, Istanbul, 1943, pg xxxii
(2) Gunaltay Semseddin,
Turk Tarihinin ilk devirlerinden
Yaki Sark, Elam ve Mezopotamys, Ankara, 1937, pg
116-117
(3) Ibid. Pg 128, 121
(4) krizioglu M. Fahrettin,
Her Bakimdan Turk alan kurtler, Ankara, 1964 pg 10-11
(5) Encyclopedie de Islam Article “Turan, Pan turkisme= pan turanisme”, par Minorsky, Livraison N.P 224, 930
(6) Ziya Gokalp, Turkculugun esaslari, Istanbul,
1952, pg 28
(7) Zulahan M.K. voprosy drevnet I Srednevekovoi istoru Armenu v osveshchenii sovremennoi turetskoi istoriogralu, Erevan,
1970 pg 34-35
(8) Engin Arm , Ataturculuk
ve Moskofluk Turkler savasi, Ataturk yalmiz Turklerin degil, butun dunya
Turklerin atasidir,
Istanbul, 1953
در
این بخش سه
سخن از سه
«دانشمند» بیمار
پان تورکیست
را بررسی خواهیم
کرد. هر
سه نفر در ترکیه
و باکو تحصیل
کرده اند و با
آنچه در بالا
نوشته شده است
آشنا می باشند و کوشش می
کنند که
جوانان آذربایجانی
را با این
افکارهای ترکیه
ساخته آشنا
کنند. البته
خوانندگان این
نامه خردمند می
باشند و فرق
جوک دروغگویانه
و اشتباه
پژوهشانه را
خود تشخیص خواهند
داد. حرفهای این
بیگانه
پرستان بجز در
محفل های
نادانی پان
تورکیستان هیچ
خریداری
ندارد. برای
کسب اندکی
آشنایی با این
سه پان تورکیست
به این پیوند
نگاه کنید:
جواد هیئت که یک پان
تورکیست تحصیل
کرده ترکیه
است.
خود جواد
هيئت در يکي
از کتابهايش
مي نويسد:"سلطان
محمود غزنوي
به علت علاقه
اي که به زبان
فارسي داشت
دربارش مرکز
شعراي فارسي
زبان مانند
منوچهري ،
فرخي ، اسدي
طوسي ، فردوسي
و غيره بود و
براي اشاعه
زبان فارسي در
ايران و هندوستان
از هيچ اقدامي
فرو گذار
نکرد. زبان فارسي
را در قلمرو
حکومت خود
رسمي کرد و به
گفته مورخين
چهل و پنچ
هزار معلم
براي ياد دادن
فارسي به
مناطق مختلف
ايران گسيل
داشت...."
(جواد هيئت،
سيري در زبان
لهجه هاي
تركي، تهران،
نشر نو)
اما
نخست باید گفت
که فردوسی یک
شاعر درباری
نبوده است و این
نکته کاملا
دروغ است. اما
بدتر از این
دروغ: تا بحال هیچ
سندی از هیچ
مورخی
گسیل
آموزگاران
زبان فارسی به
مناطق مختلف ایران
را ذکر نکرده
است. بیماری
روانی این پان
تورکها که ناشی
از احساس
حقارت نسبت به
فرهنگ ایرانی
است کاملا
مشهود است. همین
شخص در جای دیگر
اظهار کرده
است که نظامی
گنجوی و خاقانی
و قطران و
مولوی و .. ترک
بوده اند در
حالیکه ابیات
زیادی از دیوانهای
این بزرگان
آکنده از
اشاراتی بر ضدترکاناست. فکر
کنم نمونهٔ زیر
از قطران در
مورد ترکها
بسنده باشد. نه
تنها هیچ
کدام این
بزرگان ترک و
ترکنژاد
نبوده اند
بلکه همه جا
ترکها را زرد
پوست و تنگ
چشم توصیف
نموده اند که
خود مقاله دیگری
مطلبد.
محمد تقی
زهتابی (کیریشچی)
قابل ذکر
است که محمود
پناهیان(یکی از
عضو بلند پایه
فرقه تجزیه
طلب دموکراسی) پس از فرار
به شوروی ، در
سالهای دهه 1350
شمسی در یک
ماموریت از
باکو به بغداد
اعزام شد و در
آنجا ضمن همکاری
با رژیم بعث
عراق به تاسیس
یک گروه سیاسی
به نام «جبهه
ملی خلقهای ایران»
دست زد و شعبه
هایی از ان به تبلیغ قوم
گرایی در
آذربایجان،
کردستان ،
بلوچستان و
خوزستان ایران
پرداخت. مدتی بعد، محمد
تقی زهتابی
چهره شناخته
شده پان ترکیست
(که در شاخه
جوانان فرقه
دموکرات فعالیت
داشت)، به
پناهیان پیوست
و در بغداد
رادیوی گروه
او به تبلیغ
اندیشه های
پان ترکی
پرداخت و در
دانشگاه
بغداد نیز تدریس
کرد. وی پس از
سقوط شاه به ایران
بازگشت و به
ترویج افکار
پان ترکی در
تبریز مشغول
شد، و همو بود
که با تکیه بر
نوشته های پان
ترکی و تاریخ
نگاری تخیلی
محافل پان ترکی
باکو و استانبول-انکارا،
و سر هم بندی
حوادث
پراکنده تاریخی
و تحریف انها
تلاش کرد و
کتابی به نام
«تاریخ باستان ترکهای ایران»
را از چرندیات
پان ترکی ترکیه
رونويسي كرد، که
اصولا آذربایجان
را از حوزه
تمدن ایران
خارج می کرد و
به جهانی پان
ترکی متصل می
ساخت. زهتابی
تحصیل کرده
باکو و انکارا
است.
بگذاريد يك
نظر مسخره از
كتاب زهتابي بياورم و
در اين جا هم
«زبان شناسي» هم
«تاريخ شناسي»
و هم «جغرافي
شناسي» زهتابي را
با هم بررسی
کنیم.
اين
«دانشمند» پان
تورکیست اينچنين
مي
نويسد:
«ايلاميان
در زمان
هخامنشيان,
سلوكيان,
اشكانيان و
ساسانيان
زبان خود را
نگه داشتند و
حتي در دوره
بعد از اسلام
نيز زبان
ايلامي به
حيات خود
ادامه داد واز
طرف
تاريخنويسان
اسلامي
"خوزي"
ناميده شد
,براي مثال
اصطخري در
كتاب"مسالك الممالك"
به ان اشاره
ميكند و
تاريخدانان
امروزي مثلا
دكتر سيد
محمدعلي
سجادي وַַزبان
خوزي را همان
زبا ن ايلامي
ميدانندַ اين
زبان حالا هم
در شوش و
مناطق عراقي نزديك
به شوش , از
جمله شهر
"مندلي" و هم
چنين در شهر
"سنقر"
لرستان و
اطراف ان و بعضي
جاهاي ديگر
زنده است و
زبان عادي و
روزمره اهالي
ميباشد و خودش
هم به زبان تركي
اذري امروزي
خيلي نزديك
است, انان
خودشان را
اشكاني
مينامند»(تاريخ
ديرين تركان ايران,جلد۱,
پروفسور
ذهتابي)»
جغرافي
شناسي:
اصلا
شهر «سنقر»
جزو لرستان
نيست بلكه جزو
استان كرمانشاه
است!! پس
معلوم نیست که
این اطلاعات
درخشان از کجا
می اید!
زبان شناسي:
فكر هم نكنم
نظر اين نادان پان
تورکیست
درباره مردم كردزبان شهر و
شهرستان سنقر
باشد كه اكثريت
جمعيت انجا را
تشكيل مي
دهدند. ولي
مردم تركزبان
سنقر به گويش
اغوزي از
باقيمانده سلجوقيها
صحبت مي كنند
و هيچ ربطي با ايلامي ها و زبان
ایلامی ها ندارند!!! و هیچ
دانشمندی چنین
نظر دروغی را نداده
است و حالا که
اصلا این فرد ناحیه سنقر
را نمی شناسد چگونه می خواهد
زبانش را
بداند!؟
تاريخ
شناسي:
ايشان مي
گويند كه زبان
ايلامي كه
هنوز صدها ابهام دربارش
مانده است به
زبان تركي
آذري امروز
خيلي نزديك
است!؟؟! و امروز
«سنقريها» خودشان
را اشكاني مي
دانند و حالا
اشكاني و اشکانیان
چه
ربطي به
ايلامي ها
دارد؟!!!
و این
مسئله بر می آید
که این
«دانشمند» پان
تورک ادعا می
کند که زبان ایلامی
امروز زنده
است!! و
انگار هیچ
دانشمند دیگری
اطلاعاتی در این
مورد نداشته
است!
اما کسی که
فرق لرستان و
کرمانشاه را
نداند و فرق
اشکانی و ایلامی
را نداتد،
معلوم است که
بجز دروغگوی بی
هویت و بی
فرهنگ
چیز دیگری نمی
تواند باشد.
حسین
محمدزاده صدیق (دوزگون):
وی هم
تحصیل کرده
ترکیه است و
لقب «دکتر» را
بخود داده است
در حالیکه که
با نوشتارهای
زیرین قضاوت
«دکتر» بودن وی
را بر عقلم سلیم
خواننده وا می
گذاریم:
«اگر
ما بخواهيم
كلمات و
جملات و
عبارات و
پارههاي
نظم و نثر
تركيسومري
را كه در
الواح سومري
موجود است
اساس قرار
بدهيم، بايد
بگويم كه
ادبياتمكتوب
تركي در
اكباتان و
سويهاي آن
پيشينهاي 7200
ساله دارد و
هيچ ادبياتي
آثارمكتوبش
به اين قدمت
و پيشينه
نخواهد بود»
پس این اقا
انگار نمی
داند که کهن
ترین الواح
سومری مال پنج
هزار سال پیش
است. البته
دروغبازی و
زبانبازی پان
تورکها در
مورد سومریها
محکم پاسخ
داده شده است:
تحريف پان
تورکيسم
درباره
سومريها
پس کسی که حتی
قدمت کهن ترین
الواح سومری
را نداند چطوری
می خواهد
درباره زبان
سومری اظهار
نظر کند.
اما افسوس که
این نادان
تنها به زبان
سومری دست
درازی نمی کند.
« البته
زبان
اوستايي خود
يك زبان
التصاقي است
و 70% از مخزن
واژگان
اوستايي،تركي
است كه براي
شرح اين
موضوع فرصت
و مجالي ديگر
لازم است.»
پس
زبان اوستایی
هم یک زبان
ترکی شده است!!
البته ایشان
گفتند 70% وگرنه
دولت آران و
پان تورکهای انجا
جوری دروغ می
نویسند که
اوستا خود ترکی
باستان است!! در ضمن
زبان اوستایی
التصاقی نیست
و خانواده های
زبان التصاقی
بقدری زیاد
هستند و هیچ
کدام هم ربطی
با ترکی ندارد
و این بازی با
دستور زبان هم
در مقاله زیر
باز به ان
محکم پاسخ
داده شده است:
تحريف پان
تورکيسم
درباره
سومريها
حالا
بر ما این
پرسش بر می آید
که کسی که حتی
قدمت درست
الواح سومری
را نداند و آن
الواح را 2000 سال
کهنتر از انچه
که هست بداند
چه طوری می
خواهد نظری
درباره این
زبان بدهد! شخصی که
ادعای دروغینی
مانند این کند
که 70% زبان
اوستا ریشه
ترکی دارد
چطوری «دکتر» می
شود!!؟
از طرف دیگر
این پان تورکیست
مریض طرفدار
شخص ناصر پورپیرار
است.
ناصر پورپیرار
ادعا می کند
که اوستا یک
زبان گجراتی
(مال هند
معاصر) است!! در مورد
رد نظر گزاف
ناصر پورپیرار
در مورد اوستا
به این پیوند
بنگرید:
پورپیراریسم
و تاریخ و
فرهنگ ایران
و برای
جوابهای کلی
و
محکمتر به
دروغهای خنده
اور ناصر پورپیرار
به سلسله
کتابهای
دوازده قرن
شکوه.
آخرش کسی
سر در نیاورد
که پان تورکهای
شرور زبان
اوستایی را
گجراتی می
دانند یا ترکی! البته
نظر همه
دانشمندان اینست
که زبان اوستا
یک زبان کهن ایرانی
است.
اما پان تورکیستها
چون به قدمت و
غنیت فرهنگ ایرانی
احساس حقارت می
کنند، چاره ای
بجز دروغ گفتن
برای خالی
کردن عقده های
خود ندارند.
همچنین صدیق
ادامه می دهد:
« خواجه
حافظ شيرازي
هم يقين دارد
که دو کلمه ي
«سومر» و «آذر» دو
تکواژ اصيل
ترکي اند،
اولي به معناي
مرد فرزانه و
خردمند و دومي
در معناي جوان
شجاع و
جوانمرد که
هنوز هم در بسياري
از گويش هاي
زبان دير سال
ترکي کاربرد
دارند.»!!!!!!!!!!!!
نتیجه گیری:
تأسف
مجدد به حال
پانتركهاي
فريبخورده و
نادان.