راست بگو و هرچه را در توان داری در تيرت بنه و بلندتر پرتاب كن، فضيلت ايرانی اين است! (نيچه)

 

 «كسي كو بتابد سر از راستي// كژي گيردش كار و هم كاستي// نماند برين خاك جاويد كس// تو را توشه از راستي باد و بس// همه راستي كن كه از راستي// نيايد به كار اندرون كاستي// «

(فردوسی)

 

«كسي كه بسوي راستي و پاكي روي آورد٬ جايگاهش سراي روشنايي با بهشت خواهد بود. ولي شخص دروغگو و بدكار زماني دراز با شيون و افسوس در تيرگي و كوره روشني به سر خواهد برد. براستي نيت پليد و زشت بزهكار است كه او را گرفتار زندگاني نكبت بار و عذاب وجدان خواهد ساخت.»

 اهنود گات-هات۳۰-بند۹

 

 

پیشگفتار:

 

در این مقاله منظور از ترک ها هرگز هم میهنان آذربایجانی نیست.  هم میهنان آذربایجانی مانند سایر ایرانیان، دارای تبار و فرهنگ ایرانی و نیاکای زرتشتی بوده اند و هیچ گونه پیوند و مشابهتی با ترک تباران ندارند. زبان آنان به سبب چیرگی قبایل مهاجم و مهاجر ترک بر آذربایجان، در پی سالیانی دراز، به زبان ترکی آمیخته با فارسی و عربی تبدیل شده است.  درباره ایرانی بودن زبان پیشین آذربایجانی، که پهلوی آذری بوده است، می توانید به این صفحه رجوع کنید:

 

http://www.azargoshnasp.net/~iran/languages/Azari/azarimain.htm

 

 

«اراجیف بی سر و ته پان ترکیستان بی هویت»

 

فردی انیرانی منش و پان ترکیست به نام مهران بهاری اخیرأ یاوه هایی را درباره سلسله ساسانیان نوشته است که نشان دهنده حقارت شدید فرهنگی قوم ترک و تلاش آنان برای مصادره تمدن های اقوام دیگر برای جبران این کمبود است.  این فرد انیرانی بدون این که سندی را در تایید سخنان خود عرضه دارد، ادعاهای گوناگون گزافی را به میان آورده است که در ادامه به چند نمونه از آن ها به طور مختصر پاسخ داده می شود.

او یاوه های خود را چنین آغاز می کند:

تاريخنگارى رسمى و دولتى در ايران كه تمامأ در راستاى باستانگرائى٬ آرياپرستى و برتريت قومى فارسى بنيان گذارده شده است

پان ترک ها چون همیشه، از آن رو که هیچ اثر و بازمانده کهنی از قوم ترک، نه همچون آریایی ها (ایرانی ها)، در کشور ایران (آریان) نمی یابند، به تاریخ رسمی و شناخته شده جهانی می تازند. حقیقت این است که قوم ایرانی (آریایی) از دورانی بس کهن، یعنی دست کم سه هزار سال پیش، نوشتار گران بهایی به نام گاثها و آموزگار بزرگی چون زرتشت را به بشر داده است.  جز این، نخستین امپراتوری تکثرگرای جهان را کوروش بزرگ هخامنشی بنیان نهاد و کتیبه های زیادی به زبان پارسی باستان (از سده های ششم تا چهارم پیش از میلاد)، که ادامه آن پارسی امروزی است، بر جای مانده است (حال آن که نخستین متون مکتوب ترک ها به سده هشتم میلادی باز می گردد). در عصری که قوم ایرانی در حال گسترش فرهنگ و تمدن والای خویش بوده است، از ترکان در هیچ سند و یادواره ای، نامی دیده و یافته نمی شود و با توجه به همین حقیقت، پان ترک ها به ناچار به مصادره تمدنهایی که هیچ ربطی به ترکان نداشته و ندارد، مانند ایلام و سومر و ماد و ...، روی آورده اند.  پان ترك های کنونی از آن رو كه قوم ترك جز توحش و درندگي و جهالت ميراث ديگري براي آنان باقي نگذاشته است، دچار عقده ي بي هويتي اند و اينك، اين چنين به هر قوم و ملتي چنگ مي زنند تا شايد از گوشه اي و به نحوي براي خود هويت و موجوديتي دست و پا كنند. آشكار است كه چنين عقده هاي تسكين ناپذيري، پان ترك ها را به موجودات روان نژند تبديل كرده است.

 پیش از آن که به مقاله اخیر مهران بهاری پاسخ بدهیم، بایسته است به مقاله پیشین وی نگاهی کنیم و جهالت و نادانی وی و نیز تناقض های موجود میان این دو مقاله او را برملا نماییم. مهران بهاری در مقاله ای به نام « آغاج ارى» (که درباره قبیله آغاجری است) می نویسد:

« هرودوت در آثار خود از نخستين پسر هراكلئوس با نام Agathirs, Agathir-os٬  Agathyrs-(us) Agathyr(s) و نيز از مخلوقى نيمه زن-نيمه گرگ بنامCatiar(i)  نام برده است. برخى از محققين هر دو اين نامها را مربوط به آغاج ارىها دانسته اند.»

 اما مهران نمی گوید هردوت در کجای کتاب خود چنین ادعایی کرده و کدام محقق چنین اظهار نظر یاوه ای را به میان آورده است. آشکار است که هیچ نامی از ترک در تاریخ هردوت دیده نمی شود و از این رو پان ترک ها چاره ای جز دروغ بافی ندارند.  اصلا هرکول، پهلوان اسطوره ای یونانیان (که بهاری به سبب بی سوادی خود او را هراکلئوس می خواند که نام شماری از امپراتوران بیزانس است!!!) چه ربطی به قبیله ای به نام آغاجری دارد؟!!!!

همچنین این پان تورک ادامه می دهد:

«داده هاى تاريخى حكايت از آن دارند كه آغاج ارىها در سالهاى ٤٦٦-٤٦٠ ميلادى در تركيب هونهاى اروپايى و يا گروهى وابسته به خزرها به نواحى جنوب قفقاز آمده٬ از آذربايجان گذشته٬ به سرزمين ماد حمله برده و از طريق آذربايجان وارد خاك آناتولى شده اند. ورود اين گروه كه در نوشته هاى ساسانى از آنها به شكل Ak-katlar ياد شده است»

 این هم یک دروغ و یاوه  دیگر، چه، در هیچ کدام از کتیبه های ساسانی چنین نامی وجود ندارد وتا یک محقق خیالی بخواهد آن را آغاجری ربط بدهد!  و به همین سا، هیچ منبعی از این روی داد که فرضا گروهی از قبیله آغاجری به سرزمین ماد حمله برده باشند و سپس از آن جا به سرزمین آنوتولی وارد شده باشند، سخن به میان نیاورده است.  گزافه گویی و دروغ گویی پان ترک ها حد و حصری نمی شناسد.  ما در این جا همه پان تورکیستان بی وطن را فرا می خوانیم تا به ما نشان بدهند که در کدام کتیبه  ساسانی چنین نامی آمده است!!

اما یاوه گویی و دروغ گویی مهران در آن مقاله پایان نمی یابد و بدون ارائه هر گونه سندی برای ادعاهای خود، چنین ادامه می دهد:

« آغاج ارىها مانند كنگرها٬ بلغار-بولقارها٬ سابير-ساوورها٬ يازير-يزرها٬ خلج-قالاچها٬ آوار-آبيرها ٬خزرها٬ هون و آق هونها٬ قيپچاق-كومانها٬ بارسيل-بورچالىها و ....   قديمىترين گروههاى تركى شناخته شده پيش از اسلام در آذربايجان٬ ايران و آسياى صغير مىباشند.»

در این جا بی سوادی و بی سندی مهران بیشتر خود نمایی می کند.  برای نمونه قبچاق ها هرگز حضوری در آذربایجان در دوران پیش از اسلام نداشته اند.  بلغارها هیچ ربطی به آذربایجان و ایران نداشته اند.  خزرها که دشمن ساسانیان بودند هرگز در دوران ساسانی در ایران و آناتولی و آذربایجان سکونت نگزیدند.  اما نکته ای که مربوط به مقاله فعلی است نام ساختگی پان ترکیستی «آق هون ها» است که مهران برای اشاره به هفتالیان از آن استفاده می کند در حالیکه نه خود هفتالیان از این عنوان ترکی (آق هون) برای اشاره به خود استفاده کرده اند و نه محققیان کنونی. بهاری به صراحت هفتالیان را در اینجا ترک خوانده است، که بعدأ به آن بازخواهیم گشت.    

اما یک نمونه دیگر از دروغهای بیشمار بهاری در ان مقاله اینست: « منطقه سكونت آجارها (جمهورى آجارستان) محل سكونت گروههاى پروتوتركى مانند ايسكيتها و كيممرها و يكى از مراكز نخستين تمركز تركان پيش از اسلام در منطقه است .» و باز هم مهران بدون هیچ سندی Scythians (اسکیتیها) و  Kimmerians (کایممیریان ها ) را بدون هیچ سندی و کمال دروغگویی ترک خوانده است در حالیکه همه کتابهای معتبر امروز و مراجع معتبر امروز و تاریخنگاران امروز و استادان دانشگاه های امروز و زبانشناسان امروز به صراحت این دور گروه را نه ترک بلکه ایرانی می دانند و می شناسند.  

 

مهران بهاری یاوه پردازی های تاریخی خود را درباره دودمان ساسانی چنین می آغازد:

 

برخى از منابع آغ هونها را ترك٬ برخى ديگر مغول و گروهى نيز ايرانى زبان شمرده اند٬ اما همه بر زرد پوست- منقولوئيد بودن آنان متفق اند

و سپس با آوردن چند شعار سوخته تلاش می کند تا عقاید بی بند و بار خویش را بر کرسی بنشاند.

نخست بایست گفت که مهران در دو سه ماه پیش (در مقاله آغاجری خود) هفتالیان را به صراحت ترک دانسته است و چون می داند که کمتر کسی یاوه های وی را نمی خواند ، اینجا نظر داده است که انها ممکن است ایرانی و مغول زبان بوده اند. 

 

 

برخلاف نظر بی پایه مهران بهاری همه منابع بر زردپوست بودن هفتالیان متفق نیستند!  نمونه هایی از سکه هایی از دوران شاهان هفتالی به آشکارا این حقیقت را ثابت می کند:

 

 

 silver drachm,obverse

http://www.fitzmuseum.cam.ac.uk/coins/recentAcqs/recentacqs_11.html

 

 

 

پس این ادعای مهران بهاری که «همه منابع» بر زردپوست بودن هپتالیان «متفق اند» به خاکستر سپرده شد.  اما اطلاق عنوان ترکی «آغ هون» به هفتالیان نیز بی پایه است و چنین نامی در هیچ سندی یافته نمی شود. اما عنوان هون های سفید در برخی منابع به هفتالیان اطلاق شده است.  جعل این نام ترکی، همانند جعل نام بی پایه و خودساخته «هورموز ترک اغلو» به دست پان ترک هایی است که به سبب به بهرگی از هر نوع سندی، کوشش می کنند که برای خود واژه هایی با صدای ترکی بسازند تا هرنامی را در هر گوشه ای از جهان، ترکی جلوه دهند!    در این مورد بیشتر توضیح داده خواهد شد.

اسناد بسیاری، و از جمله سکه ها و گزارش های تاریخی موجود، بر ایرانی بودن و غیر زردپوست بودن حاکمان هفتالی تصریح دارند.  در جدیدترین پژوهش انجام شده در مورد زبان هفتال ها  که ما از آن آگاه هستیم:

X. Tremblay, Pour une hstore de la Sérinde. Le manichéisme parmi les peoples et religions d’Asie Centrale d’apré les sources primare, Vienna, 2001, pp. 183-88

مستندأ و به استواری ثابت شده است که زبان آنان یک زبان ایرانی شرقی نزدیک به زبان پشتو و سکایی بوده است.  ترمبلای در مقاله خود، نخست تحلیلی از نام های شاهان هفتالی که در سکه ها و منابع تاریخی گواهی گردیده اند و سپس تحلیلی از القاب، و نام های قوم شناختی هفتالیان را عرضه کرده است. برای نمونه وی نام Khingila  را با واژه سغدی مانوی xnγr و وخی xiŋgār به معنای شمشیر برابر می شمارد؛ Toramāna را برگرفته از Tarua-manah- و Mihirakula را برگرفته از Miθra-kula به معنای متوکل به مهر. وی در صفحه 187-186 می نویسد که «... تفسیر نام هفتال ها بر پایه زبان ترکی ممکن نیست و حقایق تاریخی نیز چنین تفسیری را تأیید نمی کند چه را که هیچ رد و اثری از دین ترکی در این نام ها وجود ندارد. اما نام آنان برپایه زبان های ایرانی همواره قابل تفسیر است. با وجود این، نام های هفتالی بلخی نیستند. هفتالیان از ایرانیان شرقی بودند ولی نه از سغدی ها. اما می توان آنان را از پشتوها، ایرانیان پامیر و سکاها (ختنی ها) دانست». ترمبلای در پانویس شماره 308 می نویسد: «نام هون به اقوام گوناگونی داده شده است، اما هون ها مورد اشاره اروپاییان و هیونگ – نوی مورد اشاره چینیان، در اعصار پیش از میلاد، یقینا ترک نبوده اند».

 

 

یکی دیگر مقاله محققانه و معروف دیگری نیز بر ایرانی(آریایی) بود این قوم تاکید می کند:

K. Enoki, ‘On the nationality of the Hepthalites’, Memoirs of the Research Department of Tokyo Bunko, 18, 1959, pp. 1-58.

 

برخلاف ما، مهران بهاری هیچ گونه سندی  را ارائه نمی کند که معلوم شود هفتالیان را چه گونه و بر چه اساسی از نژاد زرد انگاشته است.  شگرف آن که با وجود آشکارگی چهره هفتالیان در سکه های نشان داده شده در بالا، این پان ترک به راحتی دروغ می گوید و ادعا می کند که همه عالم بر زردپوست بودن هفتالیان باور دارند!!  چه سندی وجود دارد که هفتالیان (و نه نام پان ترک ساخته آغ هونها) زرد نژاد بودند!؟  و کجا «همه منابع» بر زرد پوست بودن هفتال ها «متفق اند» در حالی که بخشی از معتبرترین منابع موجود، چنان که یاد گردید، به صراحت آنان را زردپوست نمی داند.  طبقه سرآمد هفتالیان، همان طور که مقاله ترمبلی نشان داده است نام ها و القاب ایرانی داشته اند.  پیداست که مهران بهرای هیچ گاه «همه منابع» را نخوانده است، چه حتا به یکی از این منابع هم اشاره نمی کند!! او با کمال وقاحت هر سخنی را که برای پان تورکهای بی وطن دلچسب است می نویسد. 

برای نمونه A.D.H Bivar در مقاله خود در تاریخ ایران کمبریج (جلد 3/1، 1983) صفحه 212 درباره هفتالیان می نویسد:

«دانشمندان در نظریه های خود در مورد پس زمینه زبانی و نژادی این مردم (هفتالیان) هم عقیده نیستند»

 چگونه است که مهران بهاری در یک روز آنان را ترکان باستان که در آذربایجان و ایران می زیستند می خواند و روز بعد حرفش را در مقاله ای دیگر تغییر می دهد؟!  در هر حال، همه نظرات او فاقد سند است.

 

مهران بهاری برای جعل نام بی پایه آغ هون از این موضوع سوء استفاده کرده است که برخی نویسندگان کلاسیک رومی هفتال ها را برای تمایز دادن آنان از اقوام زردنژاد پیرامون شان، هون های سفید خوانده اند، و او، خام اندیشانه، این توصیف را به ترکی برگردانده و نام اصلی هفتال ها انگاشته است.  نام این قوم در چینی Yeda است و نامی که آنان به خود اطلاق می کردند Hua است و نام مشهور دیگر همان هفتالیان است.  علت این که چند منبع رومی آنان را هون های سفید خوانده اند به سب شباهت نام Hua و هون است.  وگرنه این مردمان، همان طور که سکه های خود آنان نشان می دهد، به هیچ وجه زردپوست نبوده اند.  اما به جز سکه های هفتالی، یک سند همزمان وجود دارد که دروغ مهران بهاری را به خوبی آشکار می کند: 

Procopius, History of the Wars, Books I and II, Loeb Classical Library, vol. 1, pp. 12-15

پروکوپیوس، مورخ رومی، در مورد هفتالیان گزارش داده و به صراحت آنان را متفاوت از هون ها ذکر کرده و حتی نژاد و پوست آنان را سپید و جدا از هون های زردپوست دانسته است.

 

استاد ریچارد فرای درباره هفتالیان چنین دیدگاهی دارد (میراث باستانی ایران، ترجمه مسعود رجب نیا، انتشارات علمی و فرهنگی، 1377، ص 364):

«تعیین ترکیب نژادی خیون ها یا هفتال ها کاری است دشوار. اما هیچ گواهی در دست نیست که خیون ها از هفتال ها جدا باشند، بل که اندک شاهدی که در دست داریم حاکی از آن است که پیوندی میان هفتال ها با خیون ها هست، همچنان که پیوندی میان کوشانیان و یوئه چیه بود. به عبارت دیگر هفتال ها شاید طایفه ای یا تیره ای عالی و برتر در میان خیون ها بودند. می توان پنداشت که عناصر آلتایی، یعنی هونی، در میان هفتال ها بوده باشد، ولی بار دیگر شواهد به سوی ایرانیان می گرایند. ممکن است که برخی از فرمان روایان نخستین آنان هون ها باشند ولی باز هم در آسیای میانه ایرانیان فراوان بودند و مردم مشرق ایران که هفتال ها در میان ایشان جای داشتند نیز ایرانی بودند. پس می توان دانست که امپراتوری هفتال ها در مشرق ایران و شمال غربی هند اصلأ ایرانی بوده است. هیات های تبلیغی دین زرتشت و مانی در آسیای میانه شاید موجب فزونی عناصر فرهنگی مغرب ایران در میان مردم آن جا شده باشد».

درباره نام هونهای سفید (و نه نام جعلی پان تورک ساخته آغ هونها) خوب است توضیحی بدهیم.  استاد ریچارد فرای (همان کتاب، ص 63-362) درباره این نام می نویسد:

«در منابع غربی و خاورنزدیک لفظ های گوناگون "سکا، هون و ترک" همه دلالت دارند بر مردمان استپ. اما چینیان برای آنان نام های دیگری داشتند. پس همه مردمی که در دشت های آسیای میانه می زیسته اند یا از آن جا به خاور نزدیک یا اروپای شرقی در نیمه اول هزاره  اول پس از میلاد آمدند، هون نبودند و این که در منابع غربی یا خاور نزدیک قومی را هون خوانده اند، کنایه از آن است که از دشت های آسیای میانه سرازیر شده اند نه این که به راستی هون باشند».

این نوع نام گذاری چیز عجیبی نیست و  نمونه های دیگری هم وجود دارد.

« واژه توران ارتباطی با واژه ترک ندارد، اما چون از سده ششم میلادی بدین سو، ترکانی که از آسیای میانه کوچیده بودند تاثیر عمیقی در تاریخ اقوام ایرانی گذاشته بودند، از این روی این دو اصطلاح یکی تلقی گردیده و اصلاح تورانی به خطا بر این نورسیدگان نیز اطلاق گردیده است» (ا. فون گاباین: مناسبات ایرانیان و ترکان در اواخر دوره ساسانی، تاریخ ایران کمبریج، 3/1، انتشارات امیرکبیر، 1380، ص 727).

 و چنان که واژه «ترک» در ادبیات کلاسیک انگلیسی و زبانهای دیگر اروپایی معنی مسلمان هم می دهد، و یا نام «بربر» که امروزه به قومی در افریقا اطلاق می شود یا عنوان «هندی» که به بومیان امریکا داده شده است یا واژه «فرنگ» که تنها بایست متعلق به قوم آلمانی Frank  باشد برای همه اروپایی ها در زبان فارسی کاربرد دارد.    پس اطلاق نام هون های سفید به هفتالیان آنان را هون نمی کند، چنان که  خود پروکوپیوس این به اصطلاح هون ها را «سفید» (یعنی غیر منگلوید) خوانده و آنان را دارای فرهنگ، زبان و ریشه جدا از هون های دیگر دانسته است.  البته همان طور که توضیح داده شد، منابع چینی و منابع ایرانی و بیشینه منابع هفتال ها را هون نخوانده اند.   ولی بیشتر از این هم پیوند هون ها و ترکها نیز به طور قطعی ثابت نگشته است.

 

مهران بهاری افاضات خود را باز ادامه می دهد:

نوع ديگرى از ازدواج٬ بنام پولى آندرى – ازدواج همزمان چند مرد با يك زن- نيز در ميان چندين قوم آسياى مركزى شامل آريانهاى هند و ديگر هند و اروپائىها و ايرانىهاى باستان ديده شده استּبا اينهمه خويدوده و پولىآندرى هرگز در ميان هونها و تركها ديده نشده است

هرگز رسمی به صورت  پولی آندری در میان زردشتیان   وجود نداشته است. اما مهران بهاری ازاین موضوع گویی کاملا ناآگاه است که پلی آندری یکی از رسوم هفتالیان (که پیش از این آنان را زرد نژاد و مغول/ترک تبار خوانده بود) بوده و تاریخ نویسان همرزمان چینی (مانند Zhoushu, Liangshu) به این رسم اشاره کرده اند (نک. Enoki 1959). پس آن چه مجموع اسناد و دلایل ارائه شده نشان می دهد این است که اولأ، هفتالیان زردپوست نبوده اند و سکه های بازمانده و گزارش پروکوپیوس به خوبی این ادعای نامستند و دروغین مهران بهاری را ابطال می کند که:« اما همه بر زرد پوست- منقولوئيد بودن آنان متفق اند ».  و ثانیاً، «بسیاری» از دانشمندان بر اساس مدارک موجود، بر ایرانی بودن هفتالیان باور دارند و «همه» دانشمندان عقیده دارند که بیشینه مردم ساکن در قلمرو آنان ایرانی تبار بوده اند.  اما مهران بهاری حتی از تاریخ ترکها هم چند آگاهی ندارد وگرنه رسم پلی آندری در میان قرقیزها و کازاخها در قرن 18 میلادی متداول بوده است(نک. Enoki 1959)

 

 برخلاف تبليغات نژادپرستان آريائى و آموزش رسمى دولتى در ايران – كه از سوئى ترك را مترادف زرد پوست دانسته و زردپوستان را نژادى پست مىشمارد و از سوى ديگر به وجود نژادى سفيد پوست و پاك بنام آريا معتقد بوده و به آرمانى ساختن خاندانهاى ساسانى و ּּּ مىپردازد٬ خاندان ساسانى نه تنها آريائى نيست بل كه به لحاظ تبارى خاندانى دورگه و ايرانى-آلتائى و از جنبه فيزيوتيپ نيمه زردپوست (منقولوئيد) استּ

 

برخلاف نظر پان ترکیست ها کسی در زرد بودن ترکان اصیل شکی ندارد.  این حقیقتی است که همه دانشمندان امروزی بر آن واقف و معترف هستند.  از آن جا که این حقیقت، پان ترک ها را در کوشش شان برای ترک تبار ساختن آذربایجانی های ترکزبان ولی ایران تبار دچار تنگنا کرده است، آنان در مقابل می کوشند که تمدن های دیگر را یا تخریب یا به سود ترک ها مصادره کنند. و اینک نیز شاهدیم که به هفتالیان و ساسانیان چنگ انداخته اند.

 

شاهان ساسانی، چنان که از نقش سکه ها، ظرف نگاره ها و تندیس های ساسانی بر می آید، هیچ کدام چهره و ریختار یک فرد زردپوست را ندارند.  آیا ممکن است خاندان ساسانی با صدها خویش و عضوی که داشته، تنها به سبب ازدواج یکی از اعضای آن با یک زن ترک، که هدیه خاقان به خسرو انوشیروان بوده است، تمامأ و یکسره ترک تبار و زردنژاد شود؟!!    نسب شخص