زبان سومری و پان ترکیسم

 

آذرگشنسپ 

 

نویسنده : دکتر علی دوستزاده

 

 

 

پان تركیست ها از دوران حكومت آتا ترك كوشیده اند كه ده ها  تمدن غیر ترك را به سود خود، ترك قلمداد كنند.  به گفته ولادیمیر مینورسكی خاورشناس معروف: «هر جا كه پرسش حل نشده ای در زمینه فرهنگ قوم های شرق باستان پدید آید ترکان بی درنگ دست خود را همان جا دراز می کنند».

 

Pan Turkism, par minorsky dans ensycolpdie de islam, Livraison N. P. 924 Akopov

 

 

یكی از این تمدن های درخشان و كهن كه دچار بازی سیاسی پان ترك ها گردیده، تمدن سومری است. صد سال پیش كه دانش سومرشناسی در آغاز راه خود بود ، اشخاص مختلف نظریه های متفاوتی را درباره زبان سومریان ارائه كرده بودند. صد سال پیش، برخی نویسندگان زبان آن ها را افریقایی شمردند و بعضی زبان آنان را دراویدی و شماری دیگر حتا زبان آن ها را زبانهی قفازیو هندو اروپایی یا آلتایی یا اورالی پنداشتند.  مثلا كلوگ (سومرشناس) معتقد است كه زبان سومری را نمی توان از نظر ساختاری با خانواده زبان های فینوایغوری مقایسه كرد، بل كه این زبان با زبان های حامی و بسیاری از زبان های سودانی قابل مقایسه است(بنگرید به نوشتار (1) در کتابنامه).  همچنین مین هاف (1915-1914) برای نخستین بار شباهت های زبان سومری و برخی زبان های آفریقایی (بانتو و حامی) را تشخیص داد(بنگرید به نوشتار (1) در کتابنامه).  امروزه پان تركیست ها برای اثبات تركی بودن زبان سومری، از صد سال پیش تاكنون، تنها نام یك   دانشمند را به میان می آورند. این دانشمند، شخصی آلمانی به نام هومل بود. از زمانی كه هومل ادعای تعلق زبان سومری را به خانواده​ی امروز مفقود شده​ی تورانی (که بخشی از آن را خانواده​ی امروز مفقود شده​ی اورال-آلتایی که دو خانواده​ی مستقل از هم دانسته میشوند) مطرح كرد، صد و ده سال می گذرد.  در زمان هومل، تنها خود وی بود كه در میان همه دیگر سومر شناسان به این ادعا اعتقاد داشت. مثلا دانشمند بزرگ آن زمان، موریس جاستروی كوچك (  Morris Jastrow JR) كه استاد دانشگاه پنسیولونیای آمریكا (Pennsylvania) در سال 1906 بود، در باره ادعای هومل می نویسد:

«نظر هومل را در این مورد مانند بسیاری از مسائل دیگر تنها یك دانشمند قبول كرده است، آن دانشمند خود هومل می باشد!  فهرست واژگان سومری، با مترادف های تصور شده تركی شان، كه او ترتیب می دهد، اعتماد و اطمینانی را به روش وی، القا نمی كند»  (2)(برای پان ترکیستهایی که به ترجمه​ی ما اعتقاد ندارند، برای اصل انگلیسی مطلب ، بنگرید به کتابنامه پایین سند دوم، برگ دوم.)

 

 امروزه حتا یك سومری شناس وجود ندارد كه زبان سومری را زبانی تك خانواده ای نداند و پان ترکیستها نمیتوانند یک سومرشناس با شهرهء جهانی را معرفی کنند که همنظر آنها باشند.  ناچار پان ترکیستها به تئوریهای توطئه میپردازند و میگویند دانشگاه​های مستقل و بزرگ غرب، بر ضد آنها توطئه چیده​​اند.

مقصود ما از یك دانشمند سومری شناس، پژوهشگری است كه مقالاتی را در مجلات بزرگ خارجی، كه مبتنی بر شیوه ی نقد و مداقه اند، منتشر ساخته است و نه نویسندگانی كه كتاب هایی را به زبان تركی می نویسند یا در نشریات كه به لحاظ سیاسی پان تركیسم را تشویق می كنند، مطالبی را منتشر می سازند. ما در این مقاله، به بسیاری از این مجلات گسترده كه بر شیوه ی نقد و مداقه مبتنی اند، اشاره و مراجعه می كنیم. اشخاصی چون صدیق، زهتابی و هیئت هیچ مقاله ای را در این مجلات معتبر ندارند و خود می دانند كه نظریات شان را به طور خطرناكی، فقط پان ترك های مغزشویی شده پذیرفته اند.

 

با این مقدمه، ما این مقاله را به سه بخش تقسیم كرده ایم.  در بخش اول از چند مقاله متعلق به سومری شناسان و زبان شناسان،  و كتابهای سومری درباره تك خانواده ای بودن زبان سومری نقل قول می كنیم.  در بخش دوم بر اساس چند مقاله معتبر كه در پایگاه آذرگشنسپ موجود هستند تفاوت های فاحش دستور زبان سومری و زبان تركی را بررسی می كنیم.  در بخش سوم  به فهرستی واژگانی كه فردی پان تركیست برای ما فرستاده بود نگاه می كنیم و می بینیم كه چگونه این اشخاص برای تركی جلوه دادن زبان سومری، واژه هایی را از جانب خود جعل كرده و به زبان سومری نسبت داده اند. هم چنین برای مقایسه، شماری از واژگان سومری را كه با زبان های افریقایی و استرالیایی و دراویدی و باسك و هندو اروپایی شباهت آوایی دارند، در ادامه نقل می كنیم. 

 

بخش اول - نقل قول هایی از دانشمندان و كتاب های معتبر امروزی:

 

0)

 

یكی از كتابهای مشهور كه مورد استفاده تدریس زبان سومری می باشد كتاب:

 John Hayes, University of California, Berkeley

"Sumerian"  2nd printing June 1999, Languages of the World/Materials 68,

LINCOM EUROPA, Paul-Preuss-Str. 25, D-80995 Muenchen, Germany.

در مقدمه این کتاب می خوانیم:


”Sumerian has the distinction of being the oldest attested language in
the world. Spoken in the southern part of ancient Mesopotamia, the
Iraq of today, its first texts date to about 3100 BCE. Sumerian died
out as a spoken language about 2000 BCE, but it was studied in the
Mesopotamian school system as a language of high culture for almost
two thousand more years. A language-isolate, Sumerian has no
obvious relatives.  Typologically, Sumerian is quite different from
the Semitic languages which followed it in Mesopotamia. It is
basically SOV, with core grammatical relationships marked by affixes
on the verb, and with adverbial relationships marked by postpositions,
which are cross-referenced by prefixes on the verb. It is split
ergative; the perfect functions on an ergative basis, but the
imperfect on a nominative-accusative basis.

Because Sumerian is an isolate, and has been dead for thousands of
years, special problems arise in trying to elucidate its
grammar. There are still major challenges in understanding its
morphosyntax, and very little is known about Sumerian at the discourse
level. This volume will describe some of the major questions still to
be resolved.

ترجمه:

زبان سومری این امتیاز را دارد كه كهن ترین زبانی است كه اسنادی از آن به جا مانده است. نخستین متن های كشف شده از این زبان كه در نواحی جنوبی میان رودان (بین النهرین) باستان، عراق امروزی، رایج بوده، به 3100 سال پیش از میلاد مربوط می شود. سومری، به عنوان زبانی گفتاری، دو هزار سال پیش از میلاد متروك شد اما تقریبا تا دو هزار سال پس از آن هم این زبان به عنوان زبان "فرهنگ والا" در مدرسه های میان رودان تدریس می شد. سومری زبانی جدا است و بطور مشخص وابسته به هیچ خانواده ای نیست. از دیدگاه گونه شناختی، زبان سومری با زبان سامی كه جایگزین آن در میان رودان شد كاملا فرق دارد. ساختار جمله در زبان سومری به صورت «فاعل، مفعول، فعل» است. روابط دستوری در این زبان با «وند» هایی كه به فعل اضافه می شوند تعیین می گردد و قیدها نیز بصورت «پی بست»  در جمله می آیند. این پی بست ها به وسیله ی پیشوندهای متصل به فعل ارجاع داده می شوند. همچنین روابط دستوری در این زبان، ارگاتیو و گسسته است و از این جهت، در ساختارهای ارگاتیو بهترین بازدهی را دارد و در ساختارهای فاعلی- مفعولی بازدهی كمتری دارد.  چون سومری زبانی تك خانواده ای است و نیز هزاران سال است كه از آن استفاده نمی شود، تعیین دستور این زبان دشواری های ویژه ای را فرا روی پژوهشگران قرار می دهد. هنوز چالش های بزرگی در تشخیص ترتیب تكواژها در این زبان وجود دارد و شناخت ما از زبان سومری در سطح گفتمان بسیار اندك است.

توضیح چند مفهوم زبان شناسی:

Post position را در فارسی هم پی بست و هم پس آیند ترجمه كرده اند. از دیدگاه من چون ممكن است واژه ”پس آیند“ با ”پسوند“ اشتباه شود، بهتر است از پی بست استفاده كنیم. پی بست، واژه یا عبارتی است كه واژه یا عبارت پیش از خود را تعریف می كند. برای مثال در عبارت ”poets bold and free“ كه یعنی شاعران شجاع و آزاد، bold and free پی بست poets است.

ergative به حالتی گفته می شود كه در آن مفعول فعل متعدی می تواند بدون تغییر در معنا در نقش فاعل فعل لازم بكار گرفته شود. برای مثال در زبان انگلیسی، فعل open در دو جمله  I opened the door و The door opened به ترتیب در قالب فاعلی و مفعولی آمده است بدون آنكه ما با استفاده از قانون های دستوری و فعل كمكی was بخواهیم در آن نغییری ایجاد كنیم.

discourse یا سخن، گروهی از جمله های معنادار، پیوسته، و هدفمند را می گویند. پس آنرا با جمله اشتباه نگیرید.

 

 

1)

 

 

 

"The isolated nature of Sumerian is further brought into relief when we take a look at certain typological features of the language. In contrast to all the surrounding languages, Sumerian has ergative argument marking and, as Nichols (1994) has shown, ergativity is relatively stable."

Prof.  Piotr Michalowski

University of Michigan

Ann Arbor

http://www-personal.umich.edu/~piotrm/cv1.htm

 

ترجمه:

از بررسی نوع شناسی زبان سومری-تک خانواده بودن آن آشکارتر می شود .  بر خلاف زبانهای همسایه، زبان سومری ارگتیو می باشد و نیکلوس(1994) نشان داده است که ارگتیویتی

یک امر ثابتی است.

اصل مقاله:

 

The Life and Death of the Sumerian Language in Comparative Perspective

 

كه از این جا بر گرفته شده:

http://www-personal.umich.edu/~piotrm

 

2)

 

 

“Sumerian is a language isolate, meaning that it has no relatives living or dead (though there have been unsuccessful attempts to connect Sumerian to a number of languages).”

 

«زبان سومری، یك زبان منفرد است، بدین معنی كه هیچ نسبتی با زبان های زنده و مرده ندارد (هرچند تلاش های انجام شده برای ارتباط دادن زبان سومری با تعدادی از زبان های دیگر، ناموفق بوده است)».

http://ccat.sas.upenn.edu/psd/

Prof.  Steve Tinney, Middle Eastern Languages, Sumerian specialist

 

درباره كار و موفقیت این سومر شناس بزرگ از دانشگاه پنسیلوانیا می توانید این جا بیش تر بخوانید:

http://news.nationalgeographic.com/news/2002/07/0723_020724_cuneiform.html

 

 

3)

 

“Sumerian is an isolated language: there is no evidence that it is
related to any other language at all, living or dead.  It certainly
cannot be connected with Indo-European (IE) or Semitic, nor can these

two be related to each other.”

 

 

«زبان سومری، زبانی منفرد و مجزاست: هیچ نوع برهانی وجود ندارد که نشان دهد این زبان با هر زبان دیگری، مرده یا زنده، خویشاوندی داشته است. این زبان یقینا ارتباطی با زبان های هندواروپایی یا سامی نداشته و نمی توان این دو را با یكدیگر ارتباطی داد».

 

Prof. Larry Trask

COGS

University of Sussex

Brighton BN1 9QH

UK

http://www.sussex.ac.uk/linguistics/profile2712.html

[email protected]

 

“After the conquest of Sumer by the speakers of Akkaddians, Sumerian eventually disappeared as a spoken language, though it continued to be used as a written language for many more centuries.  Sumerian is an isolated language.”

(R.L. Trask, Dictionary of Historical and Comparative Linguistics, Routledge, 2000. pg 330) 

 

4)

 
"Sumerian is an isolate, a language with no known relatives.  It can't be  
placed in any language family at all."

     -Steven Schaufele, Ph.D., Asst. Prof. of Linguistics, English

 

«سومری زبانی منفرد است، زبانی با خویشاوندان ناشناخته. این زبان را در هیچ خانواده ی زبانی نمی توان جای داد».

 

-Steven Schaufele, Ph.D., Asst. Prof. of Linguistics, English

Department Soochow University, Waishuanghsi Campus, Taipei 11102, Taiwan

 

5)

 

 

The School of Oriental and African Studies

(SOAS), University of London.  In their Sumerian Language Studies Brochure:

 

The  School of Oriental and African Studies(SOAS), University of London.  In their Sumerian Language Studies Brochure:

“Sumerian, the oldest known written language in human history, was spoken in Mesopotamia (modern Iraq and peripheral regions) throughout the third millennium BC and survived as an esoteric written language until the death of the cuneiform tradition around the time of Christ.  The Sumerian language, which is related to no other known tongue, was only properly deciphered this century. A considerable literature in Sumerian is currently being reconstructed from fragmentary clay tablets housed in the museums of the world.“

 

«زبان سومری، كهن ترین زبان شناخته شده مكتوب در تاریخ بشر، در میان رودان (عراق كنونی و مناطق پیرامونی آن) در سراسر هزاره سوم پیش از میلاد و به عنوان یك زبان مكتوب محرمانه تا زمان از میان رفتن تداول خط میخی در حوالی عصر مسیحیت، برجای بود. زبان سومری، كه با هیچ زبان شناخته شده دیگری خویشاوندی ندارد، صرفا در این سده به درستی رمزگشایی گردید. عمده ی متون سومری عموما براساس الواح رسی شكسته ی محفوظ در موزه های جهان نوسازی گردیده است».

 

6

 

Kramer, Samuel, Noah 1963. The Sumerians. Chicago: University of Chicago Press.

 

“In vocabulary, grammer, and syntax, however, Sumerian still stands alone and seems to be unrelated to any other language, living or dead”.

 

«واژگان، دستور، و نحو زبان سومری همچنان بر یگانگی پای می فشارد و به نظر می رسد با دیگر زبان ها، زنده یا مرده، فاقد خویشاوندی است»

 

 

8)

 

 

Encyclopedia Britannica. 2004: Under Sumerian Language

 

language isolate and the oldest written language in existence. First attested about 3100 BC in southern Mesopotamia, it flourished during the 3rd millennium BC. About 2000 BC, Sumerian was replaced as a spoken language by Semitic Akkadian (Assyro-Babylonian) but continued in written usage almost to the end of the life of the Akkadian language, around the beginning of the Christian era. Sumerian never extended much beyond its original boundaries in southern Mesopotamia; the small number of its native speakers was entirely out of proportion to the tremendous importance and influence Sumerian exercised on the development of the Mesopotamian and other ancient civilizations in all their stages.

 

 

«زبان سومری، زبانی منفرد و كهن ترین زبان مكتوب موجود است. این زبان برای نخستین بار در حدود 3100 پیش از میلاد در جنوب میان رودان گواهی گردیده و در طول هزاره سوم پ.م. رشد و توسعه یافته است. در حدود 2000 پیش از میلاد، زبان سومری به عنوان زبانی محاوره ای، با زبان سامی اكدی (آشوری- بابلی) جای گزین شد اما كاربرد كتبی آن كمابیش تا پایان حیات زبان اكدی، در حوالی آغاز عصر مسیحیت، ادامه داشت. زبان سومری هرگز بسیار فراتر از مرزهای اصلی خود در جنوب میان رودان توسعه نیافت؛ شمار اندك گویندگان بومی این زبان، تناسبی با اهمیت عظیم و تأثیرات زبان سومری بر توسعه تمدن میان رودان و تمدن های دیگر، در همه مراحل آنان، نداشت».

 

9)

 

"Sumerian is an isolate language whose linguistic relatives, if it ever had any, all died out before they were written down."

)Simon Eliot, Jonathan Rose, A Companion to the History of the Book,Blackwell Publishing, 2007, pg 68.(

 

 

"An isolate is a language which has no known relatives, that is, a family with but a single member. Some of the best known isolates are Ainu, Basque, Burushaski, Ertruscan, Gilyak(Easter Siberbia), Sumerian, Tarascan, Zuni and several other languages in America"

(Lyle Campbell,Historical Linguistics: An Introduction, MIT Press, 2004, pg 187).

 

 

"In some cases, a single language has no known relationship with other languages and cannot be assigned to family.  When this occurs, the language in question is called an isolate.  Some languages that have not been related to any other are Basque (spoken in northeastern Spain and southwestern France),

Ainu(of northern Japan), Koutenay (British Columbia), Gilyak (Siberia), Taraskan (California), and Burushaski (spoken in Pakistan).  There are also extinct Sumerian, Iberian, Tartessian, and many other other languages known only from inscriptinal material."(Kirsten Malmkjaer, The Linguistics Encyclopedia, Routledge, 2003. pg 247)

 

"The approaches to the reconstruction of the phonological system of several Ancient Near Eastern languages, which will be subject to further examination in this paper, show methodological differences which depend on whether a language is closely related to a group of well-known languages and at least partially still

spoken or whether it is isolated.  A language of this latter group is Sumerian, the oldest known language of the accusative-ergative type, which was spoken in Souther Mesopotamia during the 3rd millennium B.C. and

became extinct no later than the beginning of the 2nd millennium B.C. 

(Florian Coulmas, Konrad Ehlich, "Writing in Focus", Walter de Gruyter, 1983, pg 159)

 

 

“The death of language isolate causes the entire lineage to die out, as has happened in historical times with Sumerian, Elamite, Ertruscan, Iberian, northern Pictish, and no doubt countless others.”

(William H Durham, E Valentine Daniel, Bambi Schieffelin,"Annual Review of Anthropology", Annual Reviews, Incorporated, 1997.  pg 366)

 

 

10)

 

 

كتاب ها و اسناد دیگر كه نگارنده به آن ها رجوع كرده است:

 

M.L. Thomsen, The Sumerian Language: An Introduction to Its History and Grammatical Structure; Copenhagen 1984

J.L. Hayes, A Manual of Sumerian Grammar and Texts; Malibu 1999

B. Alster, Proverbs of Ancient Sumer: The World's Earliest Proverb Collections, 2 vols; Bethesda, Maryland, 1997.

Encyclopedia of the Ancient World / editor, Sharon Grimbly. 
- London : Fitzroy Dearborn, 2000

         



 

 

تا آن جا كه نگارنده تحقیق كرده است، كتاب نخستین و سومین، كتاب های درسی سومری شناسی در بزرگ ترین دانشگاه های امریكا مانند Berkeley , Stanford , Pennsylvania می باشند.

 

نتیجه بخش اول:  هیچ یك از دانشمندان و سومری شناس كنونی زبان سومری را تركی نمی داند!  البته توده ای های سابق و پان تركیستان تركیه كه همواره و متكبرانه فضل فروشی می كنند  اما هیچ مقاله ای در نشریات معتبر (نه مجله های پان تركی!) جهان درباره زبان سومری ندارند، خارج از بحث ما هستند.

 

 

 

 

 

بخش دوم - رد ادعاهای گزاف پان تركیستان

 

در سال 1971 فردی مجارستانی(که نام دانشگاه خود را نیز معرفی نکرد و به نظر میرسد با دانشگاهی وابسته نبود زیرا افرادی که در این مجله مینویسند نام دانشگاه خود را نیز می​آورند) نوشتاری کمتر از یک صفحه به بخش پیغامهای خوانندگان مجله معتبر جهانی CA   فرستاد و ادعا كرد كه زبان مجاری و تركی و اورال و آلتایی یكی از بازماندگان زبان سومری می باشد. ولی از طریق گونه شناسی زبان ها نمی توان همریشگی آن ها را ثابت كرد و حتا پیوند فرضی میان دو خانواده زبانی اورال- آلتایی نیز اثبات نشده است   (Britannica: Ural and Altaic) چه برسد به سومری و زبان های اورالی و زبان های آلتایی.    استدلال این فرد شباهتهایی با استدلال پان تركیستان دارد. زیرا این فرد می گفت چون زبان سومری التصاقی است پس زبان مجاری و سومری از یك خانواده اند. همچنین نامبرده،  با استفاده از چند واژه مجعول سومری و تلفظ غیر واقعی و تغییر معنی آن ها می خواست بگوید كه لغت های مشترك بسیاری میان زبان سومری و مجاری موجود است!!  ما متن اصلی انگلیسی پاسخ بیش از ده زبان شناس و سومری شناس بزرگ را به این شخص افراطی در آذرگشنسپ از CA    درج كرده ایم.  (برای پان ترکیستهایی که به ترجمه​ی ما باور ندارند، خواهشمندانه به بخش کتابنامه همین مقاله رجوع کنند!)

 

 

در زبان مجاری مانند زبان تركی ریشه كلمات همواره ثابت است و لغات با افزودن پسوند های متفاوت به ریشه كلمات ساخته می شود. برای همین در دوران گذشته یعنی (60) سال پیش اشخاصی بودند كه فرض می كردند این دو زبان از یك ریشه اند. اما همانطور كه در بالا تذكر دادیم نظر همه منابع معتبر بر این است كه این دو خانواده (اورالی و التایی) از هم جدا هستند.  همچنین ادعای یكی دانستن ریشه زبان تركی و سومری كلا باطل است. پیشوندها و پسوندها در ساختار واژگانی زبان سومری، آزادانه به كار می روند. سومری از این نظر با دیگر زبان های پیوندی آسیایی، مانند اورالی-آلتایت، دراویدی، ژاپنی، و كره ای فرق دارد؛ از این رو كه در این زبان ها در هنگام صرف فعل، اسم، یا ضمیر، تنها از پسوندهای معینی می توان استفاده نمود.

 

در ادامه، به برخی از پاسخ های زبانشناسان به این افراط گر مجاری، نگاهی می افكنیم.  همین گفتارها در جای خود، ادعای پان تركیستان را نیز ابطال می كند زیرا استدلال شان درست مانند آن فرد مجاری است. برخی از نوشته های این دانشمندان را در این جا می خوانید. اصل مقاله همان طور كه اشاره كردیم در بخش اسناد در پایان این مقاله وجود دارد.

 

(برای پان ترکیستهایی که به ترجمه​ی ما باور ندارند، خواهشمندانه به بخش کتابنامه همین مقاله رجوع کنند!)

 

«این واقعیت كه زبان سومری در عین پیچیدگی، به خوبی شناخته شده است، در صدسال گذشته بسیاری را وادار كرده تا دست به قلم برند و این زبان را در عمل به همه زبان های موجود در سرزمین های میان پلی نزیا و آفریقا ارتباط دهند. نویسندگان چنین پژوهش هایی به گونه ای استوار و قابل اعتماد این نكته را اثبات می كنند كه یا زبان خودشان یا زبانی كه به آن علاقه مند شده اند به زبان سومری باستان مربوط است. قاعده ی ای نگونه پژوهش ها آن است كه پژوهشگران یادشده، چند واژه ی شبیه به واژگان سومری و تعدادی از ویژگی های زبانی سومریان را كه از بافت متن ها برداشته شده و می تواند با ویژگی های دستوری چند زبان دیگر هم شباهت داشته باشد،  به عنوان دلیل ادعای خود مطرح می كنند.»

 

 

« تقسیم زبان ها به دو گونه ی «پیوندی» و «تصریفی» تنها بخشی از كل ساختار زبان را، كه ساخت شناسی واژگانی نامیده می شود، دربر می گیرد. شباهت ساخت شناسی واژگانی میان دو زبان، لزوما به معنای همریشه بودن آن دو زبان نیست.» 

 

برای مثال، همه زبان های زیر زبان هایی پیوندی هستند، اما در گروه هایی متفاوت قرار داده می شوند:

زبان های آفریقایی همچون بانتو، سواحیلی…..؛

زبان های دراویدی همچون تامیل و مالزیایی…..؛

زبان های بومی استرالیا…؛

زبان های بومی آمریكا…؛

زبان های قفقاز همچون گرجی و چچنی و لازی و اودی و لزگی..؛

زبان های هند و اروپایی همچون زبان تخاری و تا اندازه ای كمتر زبان های آلمانی؛

زبان های پلی نزیایی.

و  زبان های اورالی،

و همچنین زبان های آلتایی  

 

نویسنده ای در این باره می گوید: «برای مثال، تخاری كه زبانی هندواروپایی است، همانند سومری و مجاری، زبانی پیوندی به شمار می رود، اما هیچ كس زبان تخاری را  به این دو زبان ربط نمی دهد.  در نتیجه سالها پژوهش بر روی بسیاری از زبان ها از نظر پیوندی، تصریفی، یا جداگانه بودن زبان كه موضوعی پرسابقه است ولی امروزه مورد تردید قرار دارد، من به این نتیجه رسیده ام: از دیدگاه من، این مفاهیم سه گانه (پیوندی، تصریفی، و جداگانه) حداكثر، مراحلی است كه زبان ها ممكن است یا باید در گذر قرن ها از آن عبور كنند. همچنین از نظر من، چگونگی دسته بندی زبان ها به ویژگی های بنیادین آن ها بستگی دارد. برای مثال، زبان انگلیسی را امروزه به عنوان زبانی مستقل می شناسیم، اما این نكته پذیرفته شده است كه این زبان پیش تر تصریفی بوده است و آثار تصریفی بودن هنوز در ساختار فعل های آن باقی است. اما اگر به گروهی از واژگان مانند "parent, parenthood,…" ، "man, manly, manliness,…" ، و "rest, restless, restlessness,…"  توجه كنیم، دیگر نمی توان ویژگی های پیوندی، به معنای كلاسیك را، در آن انكار كرد.»

 

 

همچنان كه همه می دانند، زبان عربی و زبان كردی از لحاظ ساختار لغت هر دو زبانی تصریفی می باشند ولی تا به حال هیچ كس ادعای هم خانواده بودن این دو زبان را نكرده است.  ساختار لغت تنها یكی از ده ها ابعاد یك زبان می باشد.  اما همان طور كه اشاره كردیم زبان سومری حتا در شیوه ساختار لغت با زبان های تركی و مجاری بسیار فرق دارد. پیشوندها و پسوندها در ساختار واژگانی زبان سومری، آزادانه به كار می روند. سومری از این نظر با دیگر زبان های پیوندی آسیایی، مانند اورالی- آلتای، دراویدی، ژاپنی، و كره ای فرق دارد؛ از این جهت كه در این زبان ها در هنگام صرف فعل، اسم، یا ضمیر، تنها از پسوندهای معینی می توان استفاده نمود.

 

برخلاف تركی، زبان سومری زبانی ارگاتیو است و ارگاتیوتی همانطور که به آن اشاره شده است امری است ثابت تر در دوران تاریخ یک زبان.

 

“Ergative characteristics are apparent in a number of languages of the ancient Near East (all were extinct well before the beginning of the Christian era, Sumerian(Michalowski 1980:49-51; Foxvog 1975), Hurrian, Urartian, Hattic and Elamite(see Steiner 1979), and further references there in).”

(Robert M. W. Dixon, “Ergativity”, Cambridge University Press, 1993, pg 3).

 

 

 زبان پهلوی (و بطور كلی زبان های فارسی میانه)، همانند زبان كردی جدید، ارگاتیو گسسته بوده اند. در زبان فارسی میانه (و نیز در زبان های هندو آریایی میانه، هندی جدید، پنجابی، راجستانی، ماراتی، و سندی) «زمان گذشته» در هندو اروپایی اصلی (در قالب استمراری، گذشته كامل، و ماضی نامعین) فراموش گردید و جای خود را به ساختاری داد كه اسم مفعول مجهول را دربر می گرفت. برای نمونه در مورد فعل های متعدی، جمله ی I hit him تبدیل شد به He (was) hit by me . در نتیجه ساختاری به وجود آمد كه در آن مفعول در حالت مستقیم (نهادی) و فاعل در حالت غیرمستقیم (حالت ملكی قدیم در زبان های ایرانی، و حالت ابزاری قدیم در زبان های هندو آریایی) قرار گرفت.

 

 

زبانشناسی دیگر میگوید(بنگرید به سند اول در کتابنامه):

«تعریف ارائه شده از ویژگی گونه شناختی پیوندی بودن زبان ها بسیار ضعیف است. چراكه این ویژگی اساسا از اهمیت چندانی برخوردار نیست. چنان كه یك فرد با مشاهده صدق كردن ویژگی یاد شده در زبان های قفقازی، اورالی، و آلتای می تواند به سادگی به كم اهمیت بودن آن پی ببرد.

زبان سومری در بسیاری از موارد كاملا با زبانهای اورالی فرق دارد. برای نمونه، در زبان های اورالی صرف فعل تنها به وسیله پسوندها صورت می گیرد، اما در زبان سومری علاوه بر پسوندها، انواع گوناگونی از پیشوند وجود دارد كه به فعل افزوده می شوند. ضمایر مفعولی، وجه نماها و مفاهیم واژگانی به واسطه این پیشوندها تعیین می شوند. برای نشان دادن تعدد و نیز شدت یك حالت «بن» در زبان سومری می تواند تكرار شود؛ حال آن كه این ویژگی در زبان های اورالی(و التایی) وجود ندارد. درهر صورت،  ویژگی های مربوط به گونه شناسی زبان ها حداكثر می تواند یافته هایی آزمایشی به شمار آید و نمی توان آن ها را سندی بر ارتباط دیرین دو یا چند زبان دانست».

 

زبانشناسی دیگر میگوید(بنگرید به سند اول در کتابنامه):

«اگر همریشه بودن تكواژهای موجود در دو زبان را نتوان با استفاده از قوانینی پایدار اثبات نمود، همانندی ساختار جمله در آن دو زبان به هیچ وجه نمی تواند دلیلی بر همریشه بودن آن ها باشد. چنان كه زبان انگلیسی جدید با داشتن بن های تك هجایی بسیار و تعداد اندكی «دگرواژ»، از نظر برخی ویژگی های ساختاری بیشتر شبیه به زبان چینی است تا زبان های آنگلوساكسون، لاتین، و روسی. در هر صورت گونه های ساختاری زبان ها كم شمار هستند و حدود 3000 (یا بیش از 3000) زبان موجود در جهان را فارق از ریشه ی آن ها می توان از نظر ساختاری به چند دسته تقسیم نمود. به علاوه، كلوگ (سومرشناس) معتقد است كه زبان سومری را نمی توان از نظر ساختاری با خانواده زبان های فینو- ایغوری مقایسه كرد، بلكه این زبان با زبان های حامی و بسیاری از زبان های سودانی قابل مقایسه است. همچنین «مِین هاف» (1915-1914 (برای نخستین بار مشابهت های زبان سومری و برخی زبان های آفریقایی (بانتو و حامی) را تشخیص داد».

 

نتیجه:

 

تفاوت های بسیاری از لحاظ ساختار لغت و دستور زبان بین زبان های سومری و زبان های التایی و اورالی وجود دارد و ادعای پان تركیستان در این زمینه هم كاملا پوچ هست. 

 

 

بخش سوم: جعلیات پان تركیستان درباره لغت و عددهای سومری.

 

یكی از پان تركیستان چند ماه پیش از نوشتن این مقاله یك فهرست لغت همانند سومری و تركی برای ما فرستاد. وی با تصور این كه من دسترسی به لغت نامه سومری ندارم گمان می كرد كه می تواند چند لغت سومری را جعل كند و بعد ادعا كند كه زبان سومری و تركی از یك خانواده می باشند. این فهرست لغات هیچ شباهتی با واژگان موجود در لغتنامه معتبر سومری كه در اینترنت موجود هست نداشت.  این لغت نامه معتبر در این صفحه موجود می باشد:

www.sumerian.org

 

و در آذرگشنسپ این لغتنامه را جا داده ایم كه:

 

Sumerian Lexicon (2000)

و هچنین به کتابی تازه نیز نگاه میکنیم:

Allan R. Bomhard, John C. Kerns, “The Nostratic Macrofamily: A study in the distant relationship of languages”, Walter de Guyter, 1994. 

 

ما اینجا به واژگان بسیار ساده یعنی مادر و پدر نگاه میفکنیم.   این پان تركیست می گوید كه واژه مادر در تركی (آنا) با واژه سومری ama  / āmā از یک ریشه است. 

ما واژگان نزدیکتر از زبان هندواروپایی داریم(برگرفته از کتاب The Nostratic Macrofamily)

(صفحه 571)

 

و در کتاب بالا این واژه در سومری به طور(صفحه 572)

 

آمده است.  بنابراین اگر قرار است با یک واژهء همصدا، دو زبان را به هم پیوند دهیم، میتوان این کار را با بسیاری از زبانها کرد.  بویژه آنکه واژگان پدر و مادر را بسیاری از زبانشناسان از ریشه​ی baby talk origin  یا سخن​نوزادی میداند.  یعنی این واژگان از صداهای طبیعی نوزاد برگرفته شده است.  چنانکه در رابطه با واژه آنا در ترکی میتوان به این واژگان در زبانهای هندواروپایی نیز اشاره کرد(همان کتاب)

(صفحه 584):

 

در همان کتاب:

                             Altaic Turkish: ana

 

 

 

همچنین این پان تركیست ادعا می كرد كه واژه «aba» در سومری همسان واژه آتا در تركی می باشد.  دوباره ما اینجا اشاره می كنیم كه آبا در عربی درست مانند آبا در سومری می باشد.    لغتنامه سومری احتمال میدهد که آبا از آکادی برگرفته شده است.  در هر صورت کتاب The Nostratic Macrofamily آن را یک لغت سومری میداند.  همچنین در لغتنامه سومری، واژه «pab» یا «pap» به معنی پدر و رهبر هم هست!  و این را میتوان درست هم صدای پاپ (پدر) در زبانهای هندواروپایی دانست (مانند اردشیر پاپکان).   و پاپا در فرانسوری و بابا در فارسی هم از نظر صوتی شبیه به آبا سومری هستند. همچنین اپا در المانی یعنی پدر و با وجود تغییر پ به ب در بسیاری از زبان ها - آلمانی ها هم می توانند به شیوه پان تركیست ها ادعا كنند كه زبان سومری یك زبان آلمانی است.    بنابراین همصدا بودن واژگان طبیعی و نوزادی امر بدیعی نیست.  چنانکه بابا و اب و ابو و ابا و اپو (دراویدی) و آپا و غیره همه در آوا نزدیک هم هستند، در حالیکه مال دو یا چند خانوادهء جدا از هم میباشند. 

 

 

 

درباره اعداد سومری این پان تركیست فراتر رفته است و مدعی شده است كه عدد «دو» در زبان سومری  ikki هست!  زیرا عدد دو در زبان تركی iki- می باشد.  اما با تحقیق در یك لغتنامه سومری و اکادی ما این عدد ها را یافتیم:

 

 

1

diš, aš

 Išten

2

min

 Šina

3

 Šalaš

4

limmu

 Erbe

5

ia

 hamiš

6

 šediš

7

imin

 sebe

8

ussu

samane

9

ilimmu

tiše

10

u

 ešer

11

u-diš (?)

ištenšeret

13

šalaššer

17

 

sebešer

20

niš

 ešra

30

ušu

šalaša

40

nimin

 erba

50

ninnu

 hamša

60

giš, geš

 šuši

100

me'at

600

gešu

nerum

1000

lim

limum

3600

šar

 šarum

 

 

و همچنان كه می بینید عدد دو در زبان سومری «مین» تلفظ می شود و هیچ شباهتی حتا آوایی با عدد «ایكی» در زبان تركی ندارد.  البته اگر به شیوه پان تركیستان عمل كنیم ما می توانیم بگوییم كه «مین» همان «بین» الاتین هست و واژه binary یعنی دو در زبان لاتین!  همچنین این شخص ادعا كرد كه واژه سه در زبان سومری درست مانند واژه سه در زبان تركی هست! اما واژه سه در زبان سومری (اِش) هست و واژه سه در زبان تركی «اوچ»!  در زبان سومری كه شمارش بر اساس 60 و نه 10 می باشد عدد 3600=60*60  را میتوان چون 1000=10*10 در کیفیت دانست.  اگر ما بخواهیم به شیوه پان تركیستها عمل كنیم چون عدد 3600 در سومری شار هست ما بگوییم كه واژه هژار(كردی)=هشار=شار.  یا واژه شیش=اش.  فهرست عددهای بالا نشان می دهد که بسیاری از عددهای زبان سومری و آکادی(یک زبان سامی) از در آوا نزدیک هم هستند (مانند 3600).

 

 كلمات دیگری هم هستند كه در سومری و هر زبانی ممكن هست نزدیك باشند. مثلا كلمه اب در زبان سومری یعنی دریاچه و این با آب فارسی و هندو اوروپایی ربطی ندارند.  همچنین پان تركیستان می گویند که اسامی خدایان در زبان سومری  كه  یکیش دینگیر می باشد، همان واژه تنگری است. ولی واژه تنگری در زبان تركی یعنی آسمان و واژه دینگیر در زبان سومری بنا بر لغتنامه اینترنی سومری(3) از دو واژه دی + گیر ساخته شده و دی در زبان سومری معنی داد را می دهد و گیر معنی برآوردن و رساندن را دارد.

با این شیوه​ی زبانبازی، می شود مانند پان تركیستان گفت كه واژه دادگر فارسی و دینگیر سومری یكی هستند!

 



برای تفریح خواننده ما واژگان مشابه زبان های هندو اروپایی و به خصوص زبان هندو اروپایی لاتویان را با سومری در این جا از اینترنت گرفتیم:

 

Sumerian and PIE

 

Sumerian and PIE 2

 

Sumerian and proto-Indo-European Lexical Equivalence - Latvian Comparison 1

 

Sumerian and proto-Indo-European Lexical Equivalence - Latvian Comparison 2

 

همچنین در این جا شباهت زبان تامیل و سومری که در چند مجله معتبر به ان اشاره شده است:

به اسناد (1) نگاه کنید.

و همچنین به اینجا:

Lexical Correspondences between Sumerian and Dravidian

 

Sumerian si-in and Old Tamil cin: A study in the Historical Evolution of the Tamil Verbal System

 

Sumerian :TAMIL  of the First CaGkam

 

 

و در این جا مشابهت زبان باسك و سومری:

 

Sumerian and Basque

 

و در این جا تشابه زبان افریقایی و سومری:

 

(به اسناد (1) نگاه کنید)

 

و در این جا تشابه زبان استرالیایی و سومری:

Austric relationship of Sumerian Language

 

البته از دید پان تركیستان همه این زبان ها(حتی هند و اروپایی و دراویدی..) تركی می باشند؛ چرا كه آنان همه زبان های دنیا را از ریشه تركی می دانند! این فهرست تشابهی را كسی در دنیا علم جدی نمی گیرد زیرا اولا مانند فهرست پان تركیست ها ممكن است بیش از حد غلط و تحریف شده باشند.  ثانیا اگر پان تركیست ها فكر می كنند كه زبان سومری و تركی از یك شاخه اند، به جای این همه هیاهوگری و زبان​بازی و دست​یازی به فرضیه​های توطئه، بهتر است مقاله​ای را به یك مجله معتبر جهان بفرستند و تلاش كنند كه نظر همه دانشمندان امروزی را عوض كنند. اما حال كه پان ترك ها از انجام دادن چنین عملی ناتوان اند  و دست های خود را در برابر محافل علمی جهان كاملا خالی و تهی می بینند، شایسته است به خود بیایند و چشمان خویش را بر روی حقایقی كه تاكنون از درک آنان غافل بودند، باز كنند.

اسناد و کتابنامه:

1)

Responses to Sumerian-Ural-Altaic Affinities (CA 1971)

 

2)

A New Aspect of the Sumerian Question  (AMJSLL 1906)

 

3)

Sumerian Lexicon (2000)

 

4)

On the Idea of Sumerian-Uralic-Altaic Affinities (CA 1973)

 

5)

Are the Sumerians and the Hungarians or the Uralic People Related?    (CA 1976)

 

6)Allan R. Bomhard, John C. Kerns, “The Nostratic Macrofamily: A study in the distant relationship of languages”, Walter de Guyter, 1994. 

 

 

و چندین سند دیگر كه در بالا نامش را آوردیم